مناظره شب گذشته میرحسین و احمدی نژاد دارای نکاتی بود که بررسی گذرای آن حتي صرف نظر از جهت گیری سیاسی، مبناي نظری و عملی دو رقیب جدی قابل تأمل است.
برای اولین بار در تاریخ سی ساله نظام چنین فضایی پیدا شد تا دو نامزد مهم ریاست جمهوری بتوانند به صورت جدی سیاست ها و اقدامات همدیگر را به چالش و نقد بکشند، فضایی که بسیار دیر دست داد و متاسفانه به دلیل عدم سابقه و ناورزیدگی و ناپختگی حداقل یک طرف مناظره، قواعد بازی رعایت نشده و امیدواریم به خاطراین نابلدی ها، بساط این حرکت نیکو و بسیار دیر هنگام برچیده نشود.
در خصوص این مناظره باید گفت، متاسفانه به دلیل نبود تقوای کلام و عدم رعایت اخلاق از یکسو و رعایت نشدن حریم خود، طرف مناظره، و ملت و همچنین سابقه سی ساله نظامی که تا کنون بدان می بالیدیم، حریم هایی شکسته شد و اهانت هایی روا داشته شد و تهمت ها و افتراهایی زده شد که نه تنها از منظر شریعت مقدس بلکه اخلاق و عرف مذموم و ناپسند بوده بلکه غیرقانونی و حتی واجد وصف مجرمانه می باشد.
1. طرف مناظره رییس جمهور محترم کنونی، میرحسین موسوی بود نه آقایان خاتمی و هاشمی و نه مجموعه دولت های 16ساله ایشان و می بایست چنانچه ایرادی و نقدی به دولت میرحسین یا شخص ایشان وارد بود مطرح می شد. لکن متاسفانه جز ذکر چند جمله کلی و بدون استناد که "در دولت شما هم این شد یا بدتر شد"، دولت های سازندگی و اصلاحات مورد هجمه قرار گرفت آنهم به این بهانه که این دو از میرحسین حمایت می کنند. موضوعی که براي هر بخرد و عاقلی، مسموع نخواهد بود.
2. در این مناظره آقای احمدی نژاد دولت های سابق را تخطئه کرد که البته به دلیل نبود فرصت و با این جمله میرحسین که (خود این بزرگواران می بایست پاسخ دهند) این هجمه ها بی پاسخ ماند؛ حملاتی هم در حوزه داخلی و هم در سیاست خارجی مثلاً اشاره به تورم 5/49 درصدی دوران هاشمی که باید پاسخ داد، در آن دوره با چه درآمد نفتی و با چه حجم گسترده سازندگی تورم به آنجا رسید و در زمان تحویل دولت هفتم (از خاتمی) وضعیت تورم چه بوده است. همچنین در دوره خاتمی نیز با نفت حتی هشت دلاری، ایران چه رشد صنعتی داشت و تازه پس از تحویل دولت، صندوق ذخیره چه مبلغی داشته است. اما اکنون دولت آقای احمدی نژاد با نفت حتی تا 130 دلار، با تورمی 26 درصدی و صندوق ذخیره ارزی خالي، آیا این اقدامات قابلیت دفاع دارد؟
دریغا که واضحترین مطلب این مناظره مظلومیت حقیقت بود.
در زمینه سیاست خارجی قابل ذکر نیست که وضعیت کشور هیچ گاه حتی در زمان جنگ و همدستی و همداستانی غالب دنیا با صدام علیه ما چنین جایگاه ضعیف و شکننده ای نداشته و بی حرمتی به ایران و ایرانی بدین پایه نرسیده. ضمناً آیا مقایسه وضعیت و سیاست های متخده داخلی و بین المللی یک کشور تازه انقلاب کرده و در حال جنگ عقلانی و پذیرفتنی است! که اگر این هم بود به گواه آمارهاي جهاني و داخلي و حتي آمارهاي دستكاري شده خود دولت نهم ،روی دولت میرحسین و حتی دولت های بعدی بسیار سفیدتر از دولت نهم است.
3. همچنین در این مناظره آقای احمدی نژاد با عدول از قواعد دینی و اخلاقی و قانونی کسانی را مورد هجوم و تهمت قرار داد (صرف نظر از تأیید یا تکذیب شخصیت های نامبرده شده) آنهم در یک صحنه 70 میلیونی که قدرت هیچ گونه دفاعی از خود نداشتند. و چنانچه گفته شد هم خلاف شرع است و هم خلاف اخلاق و عرف و هم غیرقانونی است.تاره اگر ايشان مجرم هم بودند هيچ كس چنين اجاره اي ندارد، چنانچه دیروز نیز سخنگوی قوه قضاییه اعلام کردند بر اساس تبصره 3 الحاقی ماده188 قانون آیین دادرسی کیفری، اعلام مفسدان اقتصادی پس از محکومیت قطعی به عهده قوه قضاییه است.
ملاحظه می فرمایید اولاً پس از محکومیت قطعی، ثانیاً به عهده قوه قضاییه است. وقتی در منظر 70 میلیون ایرانی رییس جمهور یعنی دومین مقام کشور چنین بی محابا به قانون شکنی اقدام می کند بلکه مرتکب جرم می شود، دیگر چه می توان گفت؟ و چه باید گفت؟ آیا قوه قضاییه در مقابل این قانون شکنی آشکار سکوت خواهد کرد و آیا منصب و پست مجوز قانون شکنی است؟!
4. خروج آقای احمدی نژاد از کسوت یک رییس جمهور بلکه از کسوت یک شخصیت سیاسی یا اجتماعی و حتي يك چهره دست چندم و ورود به حیطه سبک و تعجب آور، تقابل کودکانه، خصوصاً در موضوع مدرک همسر میرحسین واقعاً برای حقیر مایه شرمساری بود. در طول چهار سال اخیر متاسفانه حرکات و اقدامات از ایشان سر زد که حقاً در قدوقواره رییس جمهوري نبود، اما دیشب! راستی آیا تشبث به این دست مطالب علیرغم صحت و سقم آنها در حد یک شخصیت است تا چه رسد به یک رییس جمهور؟! نکته ای که حتی از منظر برخی طرفداران پروپاقرص ایشان غیرقابل توجیه بود.
اینجا باید گفت بسیاری از مسوولين و سیاستمداران امروز و حتی شاید خود آقای احمدی نژاد زمانی که یا دبیرستان می خواندند یا سالهای اول دانشگاه -اگر اهل مطالعه بودند - خواننده کتابهای زهرا رهنورد بوده اند. به طوری که برخی رهنورد را قبل از میرحسین می شناسند، آیا چنین شخصیت فرهیخته و قابل افتخاری سزاوار چنین برخوردهای نازیبایی است. زنی که نشریه معتبر ایدل میست او را نماد يك زن فرهيخته مسلمان مي نامد و میشال اوباما را رهنورد امریکا می خواند نه برعکس!
5. هجوم آقای احمدی نژاد به آقایان هاشمی و خاتمی و نزدیکان ایشان و حتی نام بردن از برخی با عنوان غارتگران بیت المال گویای مطلب جالبی بود و آن اینکه دامن آقای موسوی از هر گونه شايبه اي، بری است و گرنه چنانچه خودشان نیز گفتند اگر آقای احمدی نژاد مطلبی از او سراغ داشت قطعاً عنوان می کرد. اين خود مهر تأییدی است بر سيماي مطهر شخصيتی که مظلوم واقع شد.
6. عصبانیت و برافروختگی آقای احمدی نژاد نشان داد که کسی که نتواند یک جلسه گفتگوی دو نفری 5/1 ساعته را اداره کند چگونه می خواهد کشور 70 میلیونی را کنترل کند و حتی ادعای مدیریت جهان را داشته باشد. و در مقابل پختگی و متانت میرحسین راز سکوت طولانی ایشان و عدم تمایل به شهرت و قدرت علیرغم داشتن همه مؤلفه های مورد نیاز آن دو را نمایاند،و بر امثال حقیر مسجل شد که آدرس را اشتباهی نیامده ایم.
و اما میرحسین:
1. به دلیل همان حجب و حیا و متانت پیش گفته ،بسیاری از مطالب را یا ارائه نکردند یا گذرا و در لفافه به نحوی که برای بسیاری خصوصاً کسانی که کمتر اهل سیاست و مطالعه و تحقیقند، متاسفانه بسیاری از حقایق مکشوف نشد و میرحسین می توانست علیرغم فرصت کم آنها را با شفافیت لکن خلاصه مطرح کند.
به نظر حقیر بسیاری از مردم این اشارات گذرا که هر کدام را اگر حریف داشت چه مانورها که نمی داد، را نگرفتند و سید می بایست آنها را کمی می شکافت.مثلا اعتراض و ايراد ديوان محاسبات به دولت نهم مبني بر گم شدن يا عدم واريز يك ميليارد دلار را باز نكرد.
2. آنچه میرحسین می بایست به آن اشاره می کرد و بلکه از نظر اینجانب شاه موضوع مباحث وی می بود، سوال از 170 میلیارد دلار سرمایه نفتی برباد رفته است که متاسفانه نپرسیدند. قطعاً پرداختن به این موضوع و مانور روی این مبحث بسیاری مسائل را روشن می کرد و آمار میلیوني!! آرا تغییر می کرد؟ راستی این همه پول چه شد؟ کجا رفت؟ کاش فرصت مناظره تمدید می شد و این سوال کلیدی پرسیده می شد؟
سخن بسیار است امادر یک جمله بايد گفت ، مناظره دیشت، پیروزی منطق و متانت و راستی بود بر خود محوری و عصبیت و بداخلاقی و ناراستي !و سید باز هم مظلوم بود.
++ اين مقاله در سايت ميرحسين به آدرس مقابل آمده : http://mirhosain.com/?p=204
++ با تشكر از دوست صادقم اين مقاله در سايت باشت باوي به آدرس مقابل آمده:www.bashtebavi.com

















